یادگیري براي هزاره نوین ; چالشهاي آموزش درقرن۲۱

تاريخ نشر: 
جمعه, ۱۵ مهر, ۱۳۸۴
متن: 

 

 

چکیده

اگر اچ. جی. ولز دوباره زنده شود، با مشاهده مصیبت عظمایی که در پرتو جهل و بیسوادي، گریبانگیر جامعه بشري شده است، بیدرنگ به گور خود بازخواهد گشت! همه زندگی اومشتاقانه در راه دفاع از آموزش، به منظور ایجاد جامعه نوین مبتنی بر علم سپري شد. اما گزارشهایی که پیوسته توسط پژوهشگران و کارشناسان آموزش و پرورش در سراسر دنیا منتشر می شود، این واقعیت را خاطرنشان میکند که آموزش در همه جا؛ از آمریکا گرفته تا هند و ژاپن، رو به نابودي دارد. شنیده ایم در مدارس آمریکا جنایت به حدي رسیده که در بسیاري از مدارس شهري، پلیس مسلح به منظور کنترل وارد عمل شده است! بیشتر دانش آموزان مدارس و دانشجویان دانشکده ها در اغلب کشورها بیسوادند و خلاقیت به پدیده اي نادر بدل شده است. در ژاپن هم مثل هند، نیجریه و پاکستان؛ بیشتر وقت دانش آموزان فقط به حفظ مطالب تکراري میگذرد(!) و میزان موفقیت آنها فقط از طریق سنجش توانایی آنان در بازگویی کورکورانه مطالب نظري ارزیابی میشود. استادان و دانشجویان به کارگران کارخانه اي میمانند که کالاهاي بی مصرف تولید میکند. هر دوي آنها هدف را گم کرده و نمی دانند که این ماشین مرموز آموزش اصلا چًرا به وجود آمده است. در حالی که دیوانسالاري آموزش سر به افلاك می ساید، آموزش براي گردانندگان آن به یک کسب وکار تبدیل شده و به نظر میرسد که مسؤولیت آنان فقط اداره موفقیت آمیز این کسب و کار، از طریق برقراري روابط عمومی خوب و بازاریابی سریع محصولات است! به ما رسانده اند که آموزش نیز بخشی ازکسب وکارجهانی شده و کارنهاد آموزش، تولید کالاي پرفروشی است که متأسفانه بسیاري از اوقات اصلاً به فروش نمی رسد. ظاهرا بًه تنها چیزي که توجه نمی شود، یادگیري و بناي یک جامعه آموزشی است.
بنابه این دلایل، آموزش در همه جا نابسامان است. رشد تقاضا براي آموزش عالی در کشورهايجنوب، ۷ تا ۱۱ درصد در سال است. ۵۰ % هندیان، ۷۰ % مردم بنگلادش و ۸۰ % مردم رواندا حتی خواندن و نوشتن هم نمی دانند. در آمریکا، به رغم همه دگرگونیهاي فناوري آموزشی، کسانی هستند که نمیتوانند یادبگیرند و از مدرسه بیزارند. بدون شک، ما در دنیاي بیسوادي و هرج ومرج زندگی میکنیم.

عکس: 
دسته بندی :